X
تبلیغات
عشق محض

عشق محض

هکر

این وبلاگ توسط گروه هک مهاباد هک شده است!!تا اطلاع ثانوی این وبلاگ تعطیل است
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 14:14  توسط فرشید  | 

هم نفس

 

 

 

روزهای سخت نبودن ِ با تو
خلا امید رو تجربه کردم

داغ دلم که بی تو تازه می شد
همنفسم شد سایه سردم

تو رو می دیدم از اونور ابرها
که میخای سرسری از من رد شی

آسمونو بی تو خط خطی کردم
چه جوری می تونی اینقده بد شی

سکوت قلبتو بشکن و برگرد
نزار این فاصله بیشتر از این شه

نمیخام مثل گذشته که رفتی
دوباره آخر قصه همین شه

روزهای سخت نبودن با تو
دور نبودنت رو خط کشیدم

تازه می فهمم اشتباهم این بود
چهره عشقم رو غلط کشیدم

عشق تو دار و ندار دلم بود
تو زدی دار و ندارم رو بردی

بیا سکوتت رو بشکن و برگرد
که هنوزم تو دل من نمردی

سکوت قلبتو بشکن و برگرد
نزار این فاصله بیشتر از این شه

نمیخام مثل گذشته که رفتی
دوباره آخر قصه همین شه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 12:24  توسط فرشید  | 

دلم واسش تنگ شده

 

 

 

دوباره دل تو سینه بهونتو میگیره

 
برای ناز چشمات دلش میخواد بمیره

 
دوباره نیستی پیشم دوباره بیقرارم

 
بازم دلم گرفته دوباره غصه دارم

 

دوباره اشک چشمم میریزه روی نامه

 
کاش یاد من بیفتی همینم از خدامه

 
دوباره مینویسم شاید یه روز بخوونی


شاید یه روز بیای و دیگه پیشم بمونی

 

 

سلام دوستان عزیزممنونم که سر زدید میخواستم بگم که ماه رمضون نزدیکه و اونای که مذهبی  هستند و روزه میگیرند یه دعای واسم بخونن که بخواسته ی خودم برسم و حالم خوب شه آخه نمیدونید چقدر دلم واسش تنگ شده دارم میمیرم واسه کسی که ۲ ماه ندیدمش نمیدونید خیلی   سخته مثل عذابه قبر میمونه واسم. من اون و از خودمو هر کسه دیگه ای بیشتر دوست دارم و  نمیدونم چرا اینقدر بینمون فاصله افتاد فاصله ی به اندازه ی ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ سال نوری میخوام از همین امروز شروع کنم به دعا خوندن تا روزی که بهش برسم واین کار رو ادامه میدم تا دیگه  ازش جدا نشم چون دیگه طاقت دوریشو ندارم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 19:10  توسط فرشید  | 

مشتاق دیدار توام

 

گرچه عمریست غریبانه فراموش توام

باز مشتاق تو و گرمی آغوش توام

باورم نیست که بیگانه شدی با من و من

همچو یک خاطره کهنه فراموش توام

شانه بر زلف سیاهت چو زنی یاد من آر

که چنان زلف تو آویخته بر دوش توام

نیستی تا که بگویم به تو ای مایه ناز

تشنه بوسه ای از آن دو لب نوش توام

حسرتی گر به دلم هست همان دیدن توست

من پرستوی خزان دیده و خاموش توام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 13:20  توسط فرشید  | 

تهایی

بنظر من عشق بجز تنهایی و غم و عذاب هیچ نتیجه ی دیگه ای نداره

 

 

عکسایه باحالین از دستشون نده.....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 16:29  توسط فرشید  | 

عشقولانه!

 

 

 

خبر به دورترين نقطه جهان برسد


نخواست او به من خسته بي گمان برسد


شکنجه بيشتر از اين که پيش چشم خودت


«کسي که سهم تو باشد به ديگران برسد »


چه مي کني که اگر او را خواستي يک عمر


به راحتي کسي از راه ناگهان برسد


رها کند برود از دلت جدا باشد


به آنکه دوست تراش داشته!!! به آن برسد


رها کني بروند تا دو پرنده شوند


خبر به دورترين نقطه جهان برسد


گلايه اي نکني و بغض خويش را بخوري


که هق هق تو مبادا به گوششان برسد


خدا کند که نه ...!! نفرين نمي کنم که مبادا


به او که عاشق او بودم زيان برسد


خدا کند که فقط اين عشق از سرم برود


              خدا کند که فقط آن زمان برسد! برسد...!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 0:10  توسط فرشید  |