
روزهای سخت نبودن ِ با تو
خلا امید رو تجربه کردم
داغ دلم که بی تو تازه می شد
همنفسم شد سایه سردم
تو رو می دیدم از اونور ابرها
که میخای سرسری از من رد شی
آسمونو بی تو خط خطی کردم
چه جوری می تونی اینقده بد شی
سکوت قلبتو بشکن و برگرد
نزار این فاصله بیشتر از این شه
نمیخام مثل گذشته که رفتی
دوباره آخر قصه همین شه
روزهای سخت نبودن با تو
دور نبودنت رو خط کشیدم
تازه می فهمم اشتباهم این بود
چهره عشقم رو غلط کشیدم
عشق تو دار و ندار دلم بود
تو زدی دار و ندارم رو بردی
بیا سکوتت رو بشکن و برگرد
که هنوزم تو دل من نمردی
سکوت قلبتو بشکن و برگرد
نزار این فاصله بیشتر از این شه
نمیخام مثل گذشته که رفتی
دوباره آخر قصه همین شه

دوباره دل تو سینه بهونتو میگیره
دوباره نیستی پیشم دوباره بیقرارم
بازم دلم گرفته دوباره غصه دارم
دوباره اشک چشمم میریزه روی نامه
دوباره مینویسم شاید یه روز بخوونی
شاید یه روز بیای و دیگه پیشم بمونی
سلام دوستان عزیزممنونم که سر زدید میخواستم بگم که ماه رمضون نزدیکه و اونای که مذهبی هستند و روزه میگیرند یه دعای واسم بخونن که بخواسته ی خودم برسم و حالم خوب شه آخه نمیدونید چقدر دلم واسش تنگ شده دارم میمیرم واسه کسی که ۲ ماه ندیدمش نمیدونید خیلی سخته مثل عذابه قبر میمونه واسم. من اون و از خودمو هر کسه دیگه ای بیشتر دوست دارم و نمیدونم چرا اینقدر بینمون فاصله افتاد فاصله ی به اندازه ی ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ سال نوری میخوام از همین امروز شروع کنم به دعا خوندن تا روزی که بهش برسم واین کار رو ادامه میدم تا دیگه ازش جدا نشم چون دیگه طاقت دوریشو ندارم

گرچه عمریست غریبانه فراموش توام
باز مشتاق تو و گرمی آغوش توام
باورم نیست که بیگانه شدی با من و من
همچو یک خاطره کهنه فراموش توام
شانه بر زلف سیاهت چو زنی یاد من آر
که چنان زلف تو آویخته بر دوش توام
نیستی تا که بگویم به تو ای مایه ناز
تشنه بوسه ای از آن دو لب نوش توام
حسرتی گر به دلم هست همان دیدن توست
من پرستوی خزان دیده و خاموش توام

عکسایه باحالین از دستشون نده.....

خبر به دورترين نقطه جهان برسد
نخواست او به من خسته بي گمان برسد
شکنجه بيشتر از اين که پيش چشم خودت
«کسي که سهم تو باشد به ديگران برسد »
چه مي کني که اگر او را خواستي يک عمر
به راحتي کسي از راه ناگهان برسد
رها کند برود از دلت جدا باشد
به آنکه دوست تراش داشته!!! به آن برسد
رها کني بروند تا دو پرنده شوند
خبر به دورترين نقطه جهان برسد
گلايه اي نکني و بغض خويش را بخوري
که هق هق تو مبادا به گوششان برسد
خدا کند که نه ...!! نفرين نمي کنم که مبادا
به او که عاشق او بودم زيان برسد
خدا کند که فقط اين عشق از سرم برود
خدا کند که فقط آن زمان برسد! برسد...!!!